أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

70

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

طبيعى از قبيل ژئولوژى ، بيولوژى ، فيزيولوژى و امپريولوژى ( علم جنين‌شناسى ) و امثال اين علوم ، تخصص داشته باشد . ولى اشكال سيّد اين است كه مذهب « داروين » گو اين‌كه شخص او ملحد نيست ، موج نيرومندى از الحاد را برانگيخته است - و به هر حال مذهب مادى مىگويد : « اساس عالم يكى است و آن ماده است و هيچ چيز ديگرى پشت سر آن وجود ندارد » ! و همين نظريه ، در اين عصر موجب عصيان و طغيان گرديده كه با صراحت مىگويند : هرچه در عالم حيات وجود دارد مظهرى است از مظاهر ماده - حتّى فكر و عاطفه - و مىگويند ماده فانى نمىشود و محدود نيست و قوانين آن ابدى است بدون تغيير و تبدل ، در عين حال قديم و ازلى و ابدى است و در اين جهان چيزى وجود ندارد كه فنا بر آن عارض شود ، بلكه هر چه هست تغيير و تبدل شكل است ، بنابراين « گفتهء آنان » ، نه روحى وجود دارد و نه روانى و نه دينى و نه خدايى ! . . . البته اين مذهب ، مذهبى است كهنه و در ميان بودايىها آن را مىبينيم و همچنين نزد مصرىهاى قديم نيز اين مذهب رواج داشته است . اين عقيده در « انقلاب كبير فرانسه » رونق گرفت و بسيارى از فيلسوفان انگليسى و فرانسوى و آلمانى ، اين مذهب را تبليغ كردند . عرب‌ها از قديم با اين عقيده آشنايى داشتند و صاحبان اين عقيده را « دهرى » مىناميدند . « جاحظ » و « شهرستانى » و ديگر مورخين مذاهب ، عقيدهء دهرىها را تشريح كرده‌اند . با انتقال آرا و افكار غربى به شرق ، عقيدهء « نشو و ارتقا » نيز به مشرق سرايت كرد . در مصر « شبلى شميل » مذهب بخز ( 1884 ) را به عربى ترجمه كرد و در اطراف اين بحث ، جنبش بزرگى آغاز گرديد . در هندوستان نيز گروهى